تابلوی اعلانات هیئت :
در وصف استاد شهید مطهری، شاید بهترین تعبیر کلام امام خمینی - رضوان الله علیه - است: «شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالی مقام مرحوم آقای حاج شیخ مرتضی مطهری - قدس سره - ... که در اسلامشناسی و فنون مختلفه اسلام و قرآن کریم کم نظیر بود ... در عمر کوتاه خود اثرات جاویدی به یادگار گذاشت که پرتوی از وجدان بیدار و روح سرشار از عشق به مکتب بود. او با قلمی روان و فکری توانا در تحلیل مسائل اسلامی و توضیح حقایق فلسفی با زبان مردم و بیقلق و اضطراب به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بیاستثنا آموزنده و روانبخش است و مواعظ و نصایح او که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت، نشات میگرفت، برای عارف و عامی سودمند و فرحزاست. ...»
استاد بزرگوار در بهمن ماه ۱۲۹۸ شمس در فریمان از شهرهای استان خراسان- که در آن زمان روستایی کوچک بود- پا به جهان نهاد و او را مرتضی نامیدند. پدر وی ، شیخ محمد حسین مطهری، عالمی پرواپیشه و ساده زیست و مبلغی دلسوز بود که عمر خود را برای حل مشکلات مردم سپری کرد. مادرش، زن فهیم، خوش ذوق و آشنا به طب قدیم بود.
مرتضی، مراحل آغازین تعلیم و تربیت را از پدر _ پزشک روحانی _ و مادر _ پزشک جسمانی _ فرا گرفت و تا سن سیزده سالگی در فریمان به تحصیل خویش ادامه داد.
وی در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است. مولف شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است. از اساتید دیگر استاد مطهری می توان از مرحوم آیت الله سید محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده است.
مطهری به همراه هجرت درون و تهذیب و تزکیه نفس به سه هجرت برون دست زد. نخستین هجرت او از فریمان به مشهد در سال های ۱۳۱۲ تا ۱۳۱۶ و دومین هجرت از مشهد به قم در سال های ۱۳۱۶ تا ۱۳۳۱ و هجرت سوم به تهران از سال ۱۳۳۱ تا ۱۳۵۸ انجام گرفت.
مطهری در سال ۱۳۲۹ ازدواج کرد و صاحب هفت فرزند می شود و در سال 1331 در حالی که از مدرسین معروف و از امیدهای آینده حوزه به شمار می رود به تهران مهاجرت می کند. در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می پردازد. در سال 1334 اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می گردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می کند. در سالهای 1337 و 1338 که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می شود .استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد این انجمن می باشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است.
پس از تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام خمینی همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهده دار رهبری این هیئتها می گردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط شهید محمد بخارایی کادر رهبری هیئتهای موتلفه شناسایی و دستگیر می شود ولی از آنجا که قاضی یی که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام می فرستد که حق استادی را به جا آوردم و بدین ترتیب استاد شهید از مهلکه جان سالم بدر می برد. سنگینتر می شود. در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها، انجمن اسلامی کردن محتوای نهضت اسلامی پزشکان، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه می دهد.
به طور کلی استاد شهید که به یک نهضت اسلامی معتقد بود نه به هر نهضتی، برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاشهای ایدئولوژیک بسیاری نمود و با اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود و با کجرویها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود به طوری که می توان او را بنیانگذار آن موسسه دانست. ولی پس از مدتی به علت تکروی و کارهای خودسرانه و بدون مشورت یکی از اعضای هیئت مدیره و ممانعت او از اجرای طرحهای استاد و از جمله ایجاد یک شورای روحانی که کارهای علمی و تبلیغی حسینیه زیر نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 علیرغم زحمات زیادی که برای آن موسسه کشیده بود و علیرغم امید زیادی که به آینده آن بسته بود در حالی که در آن چند سال خون دل زیادی خورده بود از عضویت هیئت مدیره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.
در سال 1348 به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آِیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهید سخنرانیهای خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.
اما مهمترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است.
وی سال 1355 به دنبال یک درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته می شود. همچنین در این سالها استاد شهید با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، «جامعه روحانیت مبارز تهران » را بنیان می گذارد بدان امید که روحانیت شهرستانها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند.
گرچه ارتباط استاد مطهری با امام خمینی پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته است ولی در سال 1355 موفق گردید مسافرتی به نجف اشرف نموده و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه های علمیه با ایشان مشورت نماید. پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار می گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می کند و در همین سفر امام خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی می نماید. هنگام بازگشت امام خمینی به ایران مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده می گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال 1358 در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات فکری سیاسی بیرون آمده بود یا گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت می رسد و امام و امت اسلام در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو می روند.
ایمان قوی، سختکوشی و پشتکار، روحیه علم اندوزی و دانش پژوهی، آسیب شناسی دینی و دینداری، دغدغه دینی، تبیین و تبلیغ حکیمانه دین، نظم در امور، شب زنده داری و سحرخیزی، اخلاص در عمل، جامع نگری، کشف نیازهای واقعی جامعه، روحیه خودباوری، جسارت علمی و استقبال از تضارب اندیشه ها و از همه مهمتر شهادت در راه خدا از برجسته ترین ویژگی های استاد مطهری است. به همین دلیل، تأثیر وی بر فرهنگ و جامعه ایران و نسل جوان و مسلمان در جهان اسلام بسیار فراوان بوده و منشأ پیدایش جریان فکری _ فرهنگی خاصی در حوزه و دانشگاه شده است. اساتید تأثیرگذار بر حوزه و دانشگاه پیرامون علم اسلامی و انسانی عمدتاً شاگردان مستقیم و غیرمستقیم شهید مطهری هستند.
تاریخ علوم عقلی و عرفانی و نقلی گواه است که پاره ای از حکیمان با عارفان و فقیهان و یا عالمان علوم نقلی و تفسیری و حدیثی با فیلسوفان و اهل عرفان با اهل تعقل گرفتار نزاع و ستیز و چالش بودند و نقدهای روش شناختی یا محتوایی بر یکدیگر می راندند. استاد مطهری به گونه ای میان علوم عقلی و نقلی و شهودی جمع کرد که بی شک می توان او را فیلسوفی برجسته، متکلمی دغدغه مند و مدافع دین، عارفی شهودگرا ، مفسری قرآن شناس معرفی کرد. وی، ضمن غور کردن در مسائل علوم گوناگون به آسیب شناسی متکلمان و فلاسفه و عرفا می پردازد. وی در شرح منظومه از اینکه متکلم در بهره گیری از روش صحیح استدلال عقلی و استخراج معارف از اصول و مبانی دینی محرومند و طرز تفکر سطحی و عامیانه دارند گلایه می کند. و نیز در مقالات فلسفی می گوید: «کلام، بیش از فلسفه از معارف قرآن و نهج البلاغه دور بوده است.» این مطالب دانشمندی است که در کتاب علل گرایش به مادی گری می گوید: «تا آنجا که من از تحولات روحی خودم به یاد دارم از سن سیزده سالگی این دغدغه در من پیدا شد و حساسیت عجیبی نسبت به مسائل مربوط به خدا پیدا کرده بودم. پرسش ها _ البته متناسب با سطح فکری آن دوره _ یکی پس از دیگری بر اندیشه ام هجوم می آورد ... فیلسوفان عارفان و متکلمان _ هرچند با اندیشه هایشان آشنا نبودم _ از سایر علما و دانشمندان و از مخترعان و مکتشفان در نظرم عظیم تر و فخیم تر می نمودند، تنها به این دلیل که آنها را قهرمان صحنه این اندیشه ها می دانستم.
مطهری برای یافتن یک دستگاه منسجم فکری و نظام و هندسه معرفتی و توانایی در پاسخ به پرسش ها و شبهات دینی و نیازها و مقتضیات زمان و تحقق پشتوانه علمی برای فعالیت ها و نظام های اجتماعی به فلسفه گرایش پیدا کرد و تلاش های فلسفی مانند تدریس علوم عقلی در حوزه و دانشگاه و تحقیق و تدوین مباحث عقلی _ فلسفی را انجام داد.
فرزانگی استاد مطهری در حوزه علوم عقلی زاییده بهره گیری از محضر اساتیدی چون امام خمینی، علامه طباطبایی، میرزا مهدی آشتیانی بود.
مطهری در مشرب و گرایش فلسفی از جریان فلسفه مشاء و اشراق، بهره فراوان برد، اما بر این باور بود که مشرب حکمت متعالیه جامع ترین روش و گرایش فلسفی است که توان مقابله با سایر نظام های فلسفی را دارد و از طرف دیگر می تواند مبانی نظام های اجتماعی را استوار سازد.
پذیرش روش و مشرب حکمت متعالیه از سوی استاد مطهری، به معنای بی توجهی به تحلیل و نقد آراء ملاصدرا و شارحان وی نیست. شهید مطهری، علاوه بر تبیین دقیق و مستند و عالمانه آراء و مکاتب فلسفی، نگرشی نقادانه و تحلیلی داشت، یعنی با معیارهای معرفت شناختی به ارزیابی آرا و اندیشه های حکیمان اسلامی و غربی می پرداخت و دیدگاه برگزیده را مدلل می ساخت. توجه به پیشینه تاریخی مسائل فلسفی نیز از دیگر امتیازهای نظام فکری استاد مطهری است و همین ویژگی از خلط مباحث و مغالطات منطقی و لفظی جلوگیری می کرد.
آثار
آیینه جام - اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب - آزادی معنوی - اسلام و مقتضیات زمان (۲ جلد) - آشنایی با علوم اسلامی (۳ جلد: منطق و فلسفه، کلام و عرفان و حکمت عملی، اصول فقه و فقه) - آشنایی با قرآن (فعلا ۱۱ جلد) - شرح اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه طباطبایی (۵ جلد) - امامت و رهبری - امدادهای غیبی در زندگی بشر - انسان در قرآن - انسان کامل - انسان و ایمان - انسان و سرنوشت - بیست گفتار - پاسخهای استاد به نقدهای کتاب مساله حجاب - پیامبر امی - پیرامون انقلاب اسلامی - پیرامون جمهوری اسلامی - تعلیم و تربیت در اسلام - تکامل اجتماعی انسان - توحید - جاذبه و دافعه علی - جامعه و تاریخ - جهاد - جهانبینی توحیدی - حرکت و زمان در فلسفه اسلامی (۲ جلد) - حق و باطل - حکمتها و اندرزها - حماسه حسینی (۳ جلد( - خاتمیت - ختم نبوت داستان راستان (۲ جلد) - درسهای الهیات شفا (۲ جلد) - ده گفتار - زندگی جاوید یا حیات اخروی - سیری در سیره ائمه اطهار - سیری در سیره نبوی - سیری در نهجالبلاغه - شرح مبسوط منظومه (۴ جلد) - شرح منظومه (۲ جلد) - شش مقاله (الغدیر و وحدت اسلامی) - شش مقاله (جهان بینی الهی و جهان بینی مادی) - عدل الهی - عرفان حافظ (تماشاگه راز) - علل گرایش به مادیگری (به ضمیمه ماتریالیسم در ایران) - فطرت - فلسفه اخلاق - فلسفه تاریخ (۲ جلد(- قیام و انقلاب مهدی (به ضمیمه شهید) - لمعاتی از شیخ شهید - مساله حجاب - مساله ربا (به ضمیمه بانک و بیمه) - مساله شناخت - معاد - مقالات فلسفی (۳ جلد) - نبوت - نظام حقوق زن در اسلام - نظری به نظام اقتصادی اسلام - نقدی بر مارکسیسم - نهضتهای اسلام صد ساله اخیر - وحی و نبوت - ولاها و ولایتها