تابلوی اعلانات هیئت :
مقدمه
قيام، بروز امواج نارضايتى در ميان يك قشر يا قشرهاى مختلف جامعه، بر عليه نظام حاكم است كه منجر به طغيان ناگهانى آنها مىشود و موجب تغييراتى در برنامهها، سياستها، رهبرى و مديريت و يا نهادهاى سياسى جامعه مىگردد. ولى ساختار و ارزشهاى مسلط سياسى و اجتماعى را دگرگون نمىسازد. زيرا هدف آن تنها نفس تغيير است; بدون آنكه جايگزينى در نظر داشته باشد. به عبارت ديگر، يك قيام اجتماعى، اگر چه با بسيج مردمى همراه است; اما طرح و برنامهاى مشخص، براى تغيير نهادهاى اجتماعى و سياسى ندارد. از اين رو، تفاوت اساسى قيام و انقلاب، در ايدئولوژى و معنا و جايگاه تاريخى آنهاست. بدين ترتيب كه، هدف قيام اجتماعى برخلاف انقلاب، تخريب و بازسازى سياسى و اجتماعى يك جامعه نيست; بلكه به صورت غير مستقيم بر نهادهاى سياسى و اجتماعى تاثير مىگذارد و به طور اساسى، به معنى اعتراض خشونتآميز به وضعيت موجود است. (1) با اين حال قيام پانزده خرداد 1342، تغييرات بنيادينى در ساختار سياسى - اجتماعى ايران ايجاد كرد و زمينههاى پيروزى انقلاب اسلامى 1357 را آماده ساخت. پس از تعريف قيام، بايستى به شرايط تاريخى دورهاى كه به قيام پانزده خرداد 1342 منجر شد، پرداخت و سپس خاستگاه، انگيزهها و اهداف، ماهيت ، فرايند و نتايج و پيامدهاى اين قيام خونين را تبيين كرد. زيرا قيام پانزده خرداد تاثيرات عميقى بر ساختار سياسى - اجتماعى و فكرى - فرهنگى ايران گذاشت و به تعبير امام خمينى (ره) "قيام 15 خرداد اسطوره قدرت ستمشاهى را در هم شكست و افسانهها و افسونها راباطل كرد. " پس از كودتاى 28 مرداد 1332 و استقرار دوباره رژيم شاه، رفته رفته حكومت مطلقه و استبدادى شاه تحكيم و تثبيتشد. در اين رابطه، حمايتهاى بيدريغ آمريكا از سياستهاى ضد مردمى شاه و فشار و اختناق حاكم بر جامعه كه به وسيله ساواك صورت مىگرفت، نقش اساسى داشت. اما در سال 1339، همزمان با تحولاتى كه در صحنه سياستبينالملل رخ داد، رژيم شاه ناچار به تغيير صورى سياستهاى خود گرديد و برخلاف ميل باطنى خويش و فقط براى تظاهر به دمكراسى، نظام فرمايشى دو حزب دولتى موافق و مخالف، يعنى "مليون" و "مردم" را راه انداخت. با پيروزى جان اف. كندى، نامزد حزب دمكرات در انتخابات رياست جمهورى آمريكا، سياستهاى داخلى و خارجى آن كشور، در آستانه دگرگونى خاصى قرار گرفت. زيرا كندى در پى آن بود كه براى جلوگيرى از قيامهاى مردمى در كشورهاى جهان سوم كه احتمال سرنگونى رژيمهاى وابسته به بلوك غرب، بويژه آمريكا را به دنبال داشت، رهبران اين كشورها را به اجراى برنامههاى اصلاحى خود، تشويق و ترغيب نمايد. دكترين " انقلاب از بالا"ى روستو، معاون امنيت ملى كندى، شالوده اين اصلاحات را تشكيل مىداد. همگام با كشورهاى ديگر جهان سوم، اين اصلاحات در قالب"فضاى باز سياسى كندى"! "اصلاحات ارضى"، "لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى" و "انقلاب سفيد"! در ابعاد مختلف سياسى، اقتصادى، فرهنگى - حقوقى و اجتماعى، در ايران اجرا شد. اوج اين برنامههاى بنيان برافكن در "انقلاب سفيد" كه "انقلاب شاه و مردم"! نيز نام گرفت، تجلى يافت. اين برنامه به اصطلاح انقلابى، در صدد تخريب بنيانهاى فرهنگى - اجتماعى ايران و مبارزه با فرهنگ مذهبى مردم ايران و به بيان دقيقتر، "اسلامزدايى" بود. اما اين برنامهها كه با شرايط داخلى ايران سازگارى نداشت، موج بىثباتى، نا آرامى و اعتراض مردم مسلمان ايران به رهبرى نيروهاى مذهبى كه در راس آنها امام خمينى (ره) قرار داشت را برانگيخت. اين نا آرامى و اعتراض، در نهايت منجر به قيام پانزده خرداد، در شهرهاى بزرگ كشور، بويژه تهران، اصفهان، شيراز، مشهد، تبريز، و . . . شد. اگرچه اين قيام از نقطه نظر نظامى بشدت سركوب شد; لكن زمينههاى فكرى - فرهنگى انقلاب اسلامى 1357 را فراهم نمود. 
1- خاستگاه قيام پانزده خرداد 1342
خاستگاه قيام از نقش و جايگاه روحانيتشيعه در جامعه ايران و پيروى مردم از آنها ناشى مىشود. زيرا در طول يكصد سال اخير تاريخ معاصر، روحانيت مبارز انقلابى به دليل سياستها و و برنامههاى ضد اسلامى سلسله قاجار و خاندان پهلوى، تودههاى مردم مسلمان ايران را برعليه آنها بسيج كردهاند. در طول اين يكصدسال، درك شيعه از مسايل سياسى بتدريج دچار تحول شد و با سياسى شدن افكار عمومى مردم، روحيه مبارزهجويى با نظامهاى طاغوتى در سرلوحه حركتهاى آنها قرار گرفت. ابتدا قيام تنباكو بر عليه تسلط اقتصادى بيگانگان (انگلستان) شكل گرفت. سپس افكار عدالت جويانه و قانون خواهى در انقلاب مشروطيت و قانون اساسى مشروطه تبلور يافت. جنبش ملى شدن نفت نيز يك مبارزه ضد بريتانيايى بود كه حيطه وسيعترى نسبتبه قيام تنباكو داشت. بالاخره نهضت پانزده خرداد 1342، در كوران اقدامات تسلط جويانه آمريكا كه در پوشش يك سرى اصلاحات سياسى، اقتصادى، فرهنگى - حقوقى و اجتماعى انجام مىشد، به وقوع پيوست و پايههاى رژيم سلطنتى پهلوى را متزلزل كرد. در همه اين جنبشهاى سياسى - اجتماعى روحانيت مبارز شيعه نقش اصلى را برعهده داشت و قيام اخير، با تلاشهاى مجدانه امام خمينى روى داد. امام خمينى (ره) به عنوان يك مرجع و رهبر روشن ضمير، تهاجم فكرى و فرهنگى دشمنان اسلام را در موارد گوناگون بخوبى دريافته بود و سعى در زدودن آثار آن داشت: آسيبهايى كه ناشى از تبليغات فرهنگى رژيم شاه بود و جدايى دين از سياست، كوبيدن اسلام، ارائه مكتبهاى پوشالى، انحرافى و فريبنده و دعوت مردم به آنها، ايجاد خودباختگى فرهنگى و نااميدى از فرهنگ اسلامى، محو معنويت جامعه، ايجاد سلطه فرهنگى و اشاعه برترى باورهاى غربى، ايجاد و گسترش روشنفكرى غرب زده، پاشيدن بذر نفاق بين مسلمين، ايجاد شكاف و تفرقه بين حوزه و دانشگاه، ترويج فساد اخلاقى و . . . را در بر مىگرفت. سلطه عوامل استعمار و دولتهاى وابسته، ضربات جبران ناپذيرى بر فرهنگ كشور وارد مىساخت كه حضرت امام، آنها را در دو مقوله "تلاش براى حذف اسلام و اسلام شناسان از سر راه منافع استعمار" و "ايجاد نظام آموزش استعمارى" دسته بندى نموده است.
2 - انگيزهها و اهداف قيام پانزده خرداد
همان گونه كه گفته شد، منشا و خاستگاه قيام پانزده خرداد انديشههاى روحانيت مبارز شيعه، به رهبرى حضرت امام خمينى (ره) بود. در انديشهها و تفكر آن حضرت، تشكيل حكومت اسلامى و اجراى احكام اسلام جايگاه خاصى داشت. بر اين اساس، پياده شدن قوانين اسلام در حوزههاى سياست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع از انگيزههاى اصولى نيروهاى مذهبى محسوب مىشد. اما با توجه به تخطى رژيم شاه از حدود الهى و عدم اجراى احكام اسلام، امر به معروف و نهى از منكر، دفاع از سنتها و ارزشهاى اسلامى، مقابله با برنامههاى استعمارى آمريكا و اسرائيل، مبارزه با حاكميت و گسترش فرهنگ غربى كه منافى با معيارهاى فرهنگ اسلام ناب محمدى بود، از انگيزههاى نسل جديد روحانيت، براى ورود به عرصه سياسى كشور و وقوع قيام پانزده خرداد به شمار مىرفت. امام خمينى در مرحله اول مبارزه خود، درصدد پيشگيرى و كنترل حركتهاى ضد مذهبى رژيم شاه برآمد. اما هنگامى كه اين رژيم تهاجم همه جانبه خود را بر عليه حضرت امام و پيروانش آغاز كرد، شيوه ديگرى براى مبارزه برگزيده شد كه همانا رويارويى با اصل نظام شاهنشاهى بود. انگيزه ديگر امام، مبارزه با صهيونيسم جهانى و عوامل داخلى آنها و صيانت از احكام اسلام و قرآن و حفاظت از استقلال كشور و جلوگيرى از نفوذ بيشتر اعضاى فرقه ضاله بهائيت كه به عنوان ستون پنجم اسرائيل در ايران عمل مىكردند ، بود. رژيم شاه در سال 1328، به طور غير رسمى (دفاكتور) اسرائيل را به سميتشناخته بود و زمينه نفوذ عوامل صهيونيسم را در ايران فراهم ساخته بود. امام خمينى در پاسخ به تلگراف علماى همدان، در تاريخ 16 ارديبهشت 1342، در اين باره فرمودند: ". . . خطر اسرائيل و عمال ننگين آن اسلام و ايران را تهديد به زوال مىكند. من براى چند روز زندگى با عار و ننگ ارزشى قائل نيستم و از علماء اعلام و ساير طبقات مسلمين انتظار دارم كه با تشريك مساعى قرآن و اسلام را از خطرى كه در پيش است نجات دهند. . . " بنابراين، نيروهاى مذهبى كه از امام خمينى پيروى مىكردند، با انگيزه اوليه مخالفتبا دستگيرى امام خمينى و انگيزههاى اصلى دفاع از دين اسلام و ارزشها و احكام آن، در قيام پانزده خرداد شركت كردند و اهداف رهبرى نهضت را كه در طول دو سال مبارزه (1342 - 1341) بيان شده بود، پيگيرى كردند. اهداف اصلى امام خمينى (ره) حاكميت قوانين اسلام و اجراى شريعت اسلامى و قطع زنجيرهاى وابستگى كشور از كشورهاى استعمارگر و استكبارى آمريكا و اسرائيل و. . . بود. خلع ايادى داخلى آنها و براندازى اصل نظام شاهنشاهى و جايگزينى حكومت اسلامى براى جامه عمل پوشاندن به اهداف نهضت ضرورى بود كه امام خمينى تلاش براى تحقق آنها را پيشه خود ساخته بود.
3- ماهيت قيام پانزده خرداد 1342
با توجه به اينكه، ماهيت اصلى سياستها و برنامههاى رژيم شاه، مبارزه با فرهنگ مذهبى مردم ايران بود (9) و اين مساله با روحيه مذهبى مردم سازگار نبود، به طور طبيعى، قيام پانزده خرداد داراى ماهيت اصيل دينى و مذهبى بود. زيرا اين قيام براى دفاع از فرهنگ اسلامى و ارزشها و هنجارهاى مذهبى مردم ايران به وقوع مىپيوست. در بررسى پديدههاى اجتماعى، توجه به عناصر آن بسيار مهمند. عناصر اصلى اين قيام شامل نيروهاى قيام و به بيان ديگر، رهبرى قيام و مردم است كه توسط ايدئولوژى و انديشه نهضتبه همديگر پيوند خوردهاند. ايدئولوژى و تفكر قيام، همانا انديشههاى ناب مذهبى بود. در واقع، انديشهها و افكار، انگيزهها و اهداف و آرمانها و آرزوهاى مردم ايران، از زبان رهبر نهضت، يعنى امام خمينى بيان مىشد. امام خمينى با نفى تز استعمارى"جدايى دين از سياست" و تاكيد بر نظريه مرحوم سيد حسن مدرس مبنى بر "ديانت ما عين سياست ما، و سياست ما عين ديانت ماست"، و با صدور فرمان تحريم تقيه نقطه عطفى در فرهنگ سياسى كشور ايجاد كرد كه پايان دوران از خودبيگانگى را بشارت مىداد. آن حضرت با ذكر عبارات "تقيه حرام است و اظهار حقايق واجب (ولو بلغ ما بلغ) " ، به مثابه پيشواى روحانى و سياسى مردم ايران، "تقيه" را كه موجب خمودگى و افسردگى سياسى مردم شده بود، مطرود دانسته و نظرات سياسى - مذهبى خود را بيان كرد و بدينسان، عنوان بزرگترين مصلح تاريخ ايران و اسلام را به خود اختصاص داد. زيرا اين عمل به منزله اصلاح طرز تفكر و روحيه مردم ايران بود. بدين ترتيب، رژيم شاه را بر سر دو راهى خطرناكى قرار داد. چون از يك سو، رهبرى مذهبى شيعه، سياستهاى استبدادى شاه را به طور علنى و رسمى مورد حمله قرار مىداد و از سوى ديگر، دولت از رويارويى علنى با مذهب بيمناك بود. بنابراين، قيام پانزده خرداد 1342، داراى ويژگيهايى بود كه هيچ يك از جنبشهاى سياسى - اجتماعى پيشين ايران، واجد همه اين خصوصيات نبودند. اين مساله، قيام پانزده خرداد را يك حركتسياسى - اجتماعى و فكرى - فرهنگى منحصر به فرد مىسازد كه نقطه عطفى در سير تحولات سياسى - اجتماعى ايران پديد آورد و سمت و سوى مذهبى بدان بخشيد. ويژگى اصلى قيام پانزده خرداد، جنبه مذهبى آن بود كه با حضور رهبران مذهبى و روحانيت معظم شيعه، تودههاى مختلف مردم ايران نيز در آن مشاركت جستند. "بنابراين، در اين مورد كه حركت پانزدهم خرداد، يك قيام صددرصد اسلامى - مردمى بوده هيچ ترديدى نيست. در واقع مرجعيت تقليد، به شكلى كاملا روشن عامل مذهب را عامل اصلى مبارزه مردم عليه رژيم معرفى نمود. از طرفى چون اكثريت مردم ايران مسلمان هستند و انگيزههاى مذهبى بيشتر از هر چيز ديگرى در آنها تاثير دارد، به پيروى از اصول اسلامى و به تبعيت از دستورات ائمه اطهار آماده بودند تا پا به ميدان مبارزه بگذارند. "
ويژگيهاى ديگر اين نهضت عبارتند از:
1 - قرار گرفتن مرجعيتشيعه در سطح رهبرى نيروهاى مذهبى. هنگامى كه امام خمينى (ره) به عنوان يك مرجع تقليد، رهبرى يك جنبش سياسى - اجتماعى و فكرى - فرهنگى را بر عهده گرفت، ديگر مراجع را نيز با خود همراه كرد.
2 - فراگيرى و پوشش دادن به حركتهاى سياسى موجود. حضور امام خمينى نيروهاى مذهبى را گردهم آورد و از تفرقه آنها جلوگيرى كرد.
3 - رويارويى با اصل نظام شاهنشاهى. در حالى كه، جنبشهاى پيشين داراى اين ويژگى نبودند.
4 - ضد امپرياليسم و ضد صهيونيسم بودن مبارزه. امام خمينى (ره) از ابتداى هضتخود قدرتهاى استعمارى شرق و غرب و صهيونيسم جهانى و اسرائيل را به مبارزه طلبيد.
5 - ممانعت از اجراى سياست دموكراسى كنترل شده كندى كه در ديگر كشورهاى وابسته جهان سوم در حال اجرا بود. زيرا حركت امام خمينى (ره) ، رژيم شاه را ناگزير به اعمال خشونت كرد و بدين ترتيب، چهره واقعى اين رژيم براى جهانيان و مردم ايران روشنتر شد.
6 - آشكار شدن قدرت مذهب به وسيله بسيج گسترده مردمى و مقاومت در مقابل برنامههاى نامشروع شاه. (14)
4 - فرايند قيام پانزده خرداد 1342
اولين شعلههاى آتش مخالفتبا سياستهاى ضد اسلامى و غير مردمى رژيم شاه، پس از تصويب لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى برافروخته شد. زيرا، براساس اين تصويبنامه كه به صورت غير قانونى و به هنگام تعطيلى مجلسهاى شوراى ملى و سنا، در هيات دولت اسدالله علم تهيه، تنظيم و تصويب شده بود، رسميت دين اسلام از قانون اساسى كشور لغو مىشد. نمايندگان انجمنهاى مذكور، در مراسم تحليف به جاى قرآن مجيد به كتاب آسمانى سوگند ياد مىكردند و بدين ترتيب، زمينههاى حقوقى و قانونى به قدرت رسيدن بهائيان و عوامل اسرائيل در ايران فراهم مىشد. همچنين، با هياهوى اعطاى حق راى به زنان، و سؤ استفاده از آن، مخالفين برنامههاى رژيم شاه، مخالف آزادى زنان قلمداد مىشدند، اما رژيم شاه به دليل مخالفت گسترده نيروهاى مذهبى، مجبور به لغو رسمى اين تصويبنامه شد. با اين حال، اعتراض به رژيم شاه ادامه يافت و با اعلام رفراندم "انقلاب سفيد"! اوج گرفت. براى خاموشى صداى مخالفين، نيروهاى مسلح و عوامل امنيتى رژيم شاه به مدرسه فيضيه قم كه در آن مجلس بزرگداشتشهادت امام صادق برپا بود، حمله كردند. اين واقعه خونين و حوادث بعدى، مانند دستگيرى طلاب و اعزام آنان به سربازى، بر آتش خشم مردم دامن زد. سخنرانى پرشور و تاريخى حضرت امام خمينى، در عصر عاشوراى 1383 (13 خرداد 1342) كه در آن شديدترين حملات خود را متوجه شخص شاه، آمريكا و اسرائيل نمودو آنها را عامل بدبختى مملكت دانست، تاب و توان رژيم شاه را به پايان رساند. اين رژيم، در يك حركت انفعالى، اقدام به دستگيرى و انتقال امام به تهران نمود. پخش خبر دستگيرى آن حضرت، موج اعتراض اقشار گوناگون مردم ايران را به گونهاى باور نكردنى برانگيخت. اين مساله، مورد تاييد بيشتر محققان و نويسندگان تاريخ معاصر ايران مىباشد. صدها هزار نفر از مردم ايران، در شهرهاى تهران، قم، مشهد، شيراز، اصفهان، تبريز، ورامين و . . . به تظاهرات و راهپيمايى پرداختند. اين راهپيمايى با شدت هرچه تمامتر به خاك و خون كشيده شد و هزاران نفر از تظاهركنندگان (حدود پانزده تا بيست هزار نفر) به شهادت رسيدند. رژيم شاه براى چندمين بار توانست، با كشتار مردم ايران حاكميتخود را براى پانزده سال ديگر تضمين كند. حاكميتى كه با خفقان مطلق و استبداد كامل همراه بود. حاكميتى كه به بهاى كشتار هزاران نفر از فرزندان اين ملت و تبعيد رهبر قيام به دست آمده بود.
5 - نتايج و پيامدهاى قيام پانزده خرداد 1342
قيام پانزده خرداد، اگرچه در ظاهر با شكست روبرو شد، اما تاثيرات بلند مدت خود را بر روند سياسى و اجتماعى ايران باقى گذاشت. اين تاثيرات عميق، ناشى از ويژگيهاى ناب اين قيام بود كه عبارتند از: فراگيرى نهضت و حضور همه گروهها، قشرها و طبقات اجتماعى در روند مبارزه; مذهبى بودن نهضت و حضور نيروهاى مذهبى در آن كه موجب حضور گسترده مردم در جريان مبارزه شد; پيروى از مبانى دين اسلام در جريان مبارزه; مشخص بودن رهبرى مبارزه كه در وجود امام خمينى تجلى يافته بود; اخلاص و قاطعيت رهبر نهضت; جبنه بيگانه ستيزى جنبش كه لبه تيز آن متوجه آمريكا، اسرائيل و شخص شاه بود. با توجه به اين خصوصيات، نتايج و پيامدهاى قيام را مىتوان، به اختصار اينگونه برشمرد:
1 - افزايش رشد سياسى روحانيت و حوزههاى علميه و ورود آنها به عرصه سياست كشور;
2 - الگو قرار گرفتن مذهب براى مبارزه و رويكرد بيشتر نيروهاى مبارز به مذهب;
3 - رشد و آگاهى تودههاى مردم و تكامل مبارزات آنان;
4 - افشاى چهره منافقانه و رياكارانه شاه و روشن شدن ماهيت رژيم وى براى مردم;
5 - بىاعتبار شدن شرق و غرب، به دليل موضع گيريهاى منفى آمريكا و شوروى در مقابل قيام مذكور;
6 - تثبيت مرجعيت و رهبرى امام خمينى با تاييد مراجع و علما و حمايت و پشتيبانى مردم;
7 - روشن شدن ماهيت گروههاى سياسى وابسته و ليبرال و محو شدن جاذبه گروههاى سياسى غير مذهبى;
8 - توسل به شيوه مبارزه قهرآميز، توسط برخى گروههاى مبارز;
9 - احساس ضرورت ايجاد تشكل براى ادامه مبارزه با رژيم;
10 - تبيين نظريه "ولايت فقيه" ، به عنوان نظام حكومتى جايگزين رژيم شاه، توسط امام خمينى به طور كلى، قيام اسلامى و فراگير مردم ايران در پانزدهم خرداد 1342، باعث افزايش آگاهى سياسى مردم و حضور بيشتر آنها در صحنه شد و با تثبيت رهبرى امام خمينى (ره) ، گروههاى سياسى غير مذهبى به حاشيه رانده شدند. امام خمينى (ره) با بهرهگيرى از تجارب گذشته و با ارائه نظريه"ولايت فقيه" كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى، شالوده قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران شد، نظام سياسى جايگزين حكومتسلطنتى را تبيين كرد. با پيروزى انقلاب اسلامى در سال 1357، اين نظريه جامه عمل پوشيد و اساس نظام جمهورى اسلامى ايران را پى ريزى كرد. امام خمينى (ره) با دميدن روح خودباورى و نفى از خودبيگانگى، زمينههاى بازگشتبه خويشتن را در ميان قشر جوان و روشنفكر دانشگاهى فراهم ساخت و باعث رويكرد نيروهاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى كشور به سوى مذهب شد. بنابراين، نهضت فكرى - فرهنگى پانزده خرداد به رهبرى امام خمينى (ره) تاثيرات عميق و شگرفى بر ساختار سياسى، فرهنگى و اجتماعى ايران گذاشت و نتايج و پيامدهاى سازنده و مطلوبى به بار آورد. در واقع، آمادهسازى شرايط و زمينههاى لازم و نيروهاى انقلاب اسلامى را در دامن خود پرورش داد.
عوامل اجتماعي و نقش مرجعيت در قيام 15 خرداد
"پانزده خرداد... نقطه عطفي درتاريخ و مبداء اين نهضت است. آنها که در پانزده خرداد قيام کردند، قيام مردانه کردند و در مقابل دژخيمان نه گفتند و به شهادت رسيدند، آنها مبداء اين نهضت عظيم شدند." امام خميني (ره) - 9/8/1358ظهور امام خميني (ره) در اوايل دهه چهل، منشاء دو تحول عظيم در تاريخ معاصر ايران شده است. از يک سو ايشان سکوتي را که از نهضت مشروطيت به اين سو بر فضاي حوزه علميه قم سايه افکنده بود، شکست و با تحريم تقيه و کشاندن مبارزه به کانون اصلي فعاليت هاي مذهبي (حوزه علميه قم) براي هميشه به انگاره جدايي دين از سياست خط بطلان کشيد و از سوي ديگر، با طرح انديشه غير التقاطي و خالص ديني خود، بدون آنکه حزب و سازماني تشکيل دهد، توده مردم را به برپايي دولتي دعوت کرد که به لحاظ ساختار و ماهيت، با سلطنت تفاوتي آشکار داشت.بنا به تاکيد خود امام (ره) اين نهضت ريشه در حوادث و رويدادهاي سه سال -حد فاصل سال هاي 1343-1340- دارد که نقطه عطف آن، قيام پانزده خرداد سال 1342 قلمداد مي گردد. البته با تاکيد بر اين نکته که قيام مذکور برخاسته از پيش زمينه هايي است که پس از رحلت آيت الله بروجردي و طرح مرجعيت امام (ره) و همچنين ايستادگي در برابر مخالفت هاي علني شاه با قانون اساسي مشروطيت و دين مبين اسلام، به تدريج شکل گرفته است. امام خميني (ره) با نفي تز استعماري جدايي دين از سياست و با صدور فرمان تحريم تقيه، نقطه عطفي در فرهنگ سياسي کشور ايجاد کرد که پايان دوران از خودبيگانگي را بشارت مي داد. منشاء و خاستگاه قيام پانزده خرداد، انديشه هاي روحانيت مبارزشيعه به رهبري حضرت امام خميني (ره) بوده است. در انديشه ها و تفکر آن حضرت، تشکيل حکومت اسلامي و اجراي احکام اسلامي جايگاه خاصي داشت. بر اين اساس، پياده شدن قوانين اسلام در حوزه هاي سياست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع از انگيزه هاي اصولي نيروهاي مذهبي محسوب مي شد. اما با توجه به تخطي رژيم شاه از حدود الهي و عدم اجراي احکام اسلام، امر به معروف و نهي از منکر، دفاع از سنت ها و ارزشهاي اسلامي، مقابله با برنامه هاي استعماري آمريکا و اسرائيل، مبارزه با حاکميت و گسترش فرهنگ غربي که منافي با معيارهاي فرهنگ اسلام ناب محمدي بود از انگيزه هاي نسل جديد روحانيت، براي ورود به عرصه سياسي کشور و وقوع قيام پانزده خرداد به شمار مي رفت. بنابراين ، آنچه 15 خرداد را نسبت به ديگر رخدادهاي تعيين کننده تاريخ کشورمان متمايز ساخته، "ديني" يا به تعبيري "اسلامي" بودن آن است. که اين همه از رهگذر رهبري يک عالم آگاه و زمان شناس و دردمند صورت گرفته است. که دغدغه اسلام و ارزش هاي معنوي دين را که ريشه در فطرت مردم دوانده بود، در راس توجه خود قرار مي داد. اين مبارزه به منزله اصلاح طرز تفکر و روحيه مردم ايران بود که رژيم شاه را بر سر دو راهي خطرناکي قرار مي داد. چون از يک سو، رهبري مذهبي شيعه، سياست هاي استبدادي شاه را به طور علني و رسمي مورد حمله قرار مي داد و از سوي ديگر، دولت از رويارويي علني با مذهب بيمناک بود.
بنابراين، قيام 15 خرداد 1342 داراي ويژگي هايي بود که هيچ يک از جنبش هاي سياسي-اجتماعي پيشين ايران، واجد همه اين خصوصيات نبوده اند. اين مساله، قيام 15 خرداد را يک حرکت سياسي-اجتماعي و فکري - فرهنگي منحصر به فرد مي سازد که نقطه عطفي در سير تحولات سياسي-اجتماعي ايران پديد آورد و سمت و سوي مذهبي بدان بخشيد.ويژگي اصلي قيام 15 خرداد، جنبه مذهبي آن بود که با حضور رهبران مذهبي و روحانيت معظم شيعه، توده هاي مختلف مردم ايران نيز در آن مشارکت جستند. از ديگر خصوصيات قيام که ريشه در شرايط اجتماعي و مختصات معنوي مردم و رهبري جنبش داشت نيز، مي توان به موارد زير اشاره کرد:
الف- حضور قدرتمند مرجعيت به مثابه مهمترين عامل گردآوري نيروهاي سياسي: تحولي که در حوزه ها، روحانيت و مرجعيت پديدار گشته بود، آرام آرام حرکت مردم را به سمت و سوي تداوم و نيل به اهداف و آرمانهاي ديني- سياسي سوق داد. در جستار پيرامون 15 خرداد و بستر شکل گيري آن، بيش از هر چيز بايد اسلام ستيزي يا به تعبيري "اسلام زدايي" رژيم پهلوي را سبب ساز حضور و هماهنگي و پيوند روحانيت و ملت دانست. در حقيقت، اين گرايش هاي ديرينه و فطري مردم ايران بود که قيام 15 خرداد را آغاز حرکتي رو به پيش ساخت و خون و کلام مجاهدان اسلام خواه و استقلال طلب و آزادي جو را در پناه انقلاب 57 به بار نشانيد. پيش از پانزده خرداد، هيچ مرجع تقليدي به گستردگي و پايداري امام خميني (ره) وارد عرصه مبارزه و سياست نشده و عزم استوار خويش را براي دگرگوني رژيم و جايگزيني حکومت قانون و معنويت اسلام آشکار نساخته بود. مخالفت ها و ناسازگاري هايي که ميان مبارزان ملي و مذهبي، پس از قيام 15 خرداد به تدريج دامن گسترد و در نهايت جدايي آنها را سبب گشت، بي شک به دليل بيگانگي از مرجعيت يا دلبستگي بدان بوده است. از اين رو بايد در تحليل خاستگاه قيام 15 خرداد، از مرجعيت و رهبري روحاني امام (ره) به عنوان يک شاخص ياد کرد تا بتوان انديشه درست را از نادرست بازشناخت.
ب- نشانه رفتن اصل نظام شاهنشاهي: بر خلاف ساير رهبران نهضت هاي پيشين که در تلاش براي اصلاح امور بودند، يکي از مهمترين تفاوت هاي جنبش امام با ساير جنبش ها، تلاش امام براي "تغيير" بود. 15 خرداد، فرصت مناسبي به دست داد تا اين تفاوت آشکار بروز نمايد و اصل نظام شاهنشاهي، با صراحت نشانه گيري شود.
ج- ضد امپرياليسم و ضد صهيونيزم بودن مبارزه: امام (ره) از ابتداي نهضت خود، قدرت هاي استعماري شرق و غرب و صهيونيزم جهاني و اسرائيل را به مبارزه طلبيد و از آغاز نشان داد، که جنبش مردم در ايران نوعي جنبش اسلامي است تا اعتراض ملي.
د- ممانعت از اجراي سياست دموکراسي کنترل شده "کندي" که در ديگر کشورهاي وابسته جهان سوم در حال اجرا بود. زيرا حرکت امام خميني (ره)، رژيم شاه را ناگزير به اعمال خشونت کرد و بدين ترتيب، چهره واقعي اين رژيم براي جهانيان و مردم ايران روشن تر شد.
ه- آشکار شدن قدرت مذهب به وسيله بسيج گسترده مردمي و مقاومت در مقابل برنامه هاي نامشروع شاه(2). بنابراين، هرچند قيام 15 خرداد 1342 از نقطه نظر نظامي به شدت سرکوب شد اما زمينه هاي فکري- فرهنگي انقلاب اسلامي 1357 را فراهم آورد و جايگاه رهبري روحانيت شيعه و مرجعيت را براي مردم ايران روشن تر ساخت.
نقش مردم ورامین در حماسه 15 خرداد
نقش مردم ورامین در حماسه 15 خرداد خبر دستگیری حضرت امام در شب 15 خرداد به سرعت در سراسر کشور پخش شد شهر قم که مرکز حوزه علمیه و محل سکونت حضرت امام خمینی(ره) بود از همان سحرگاه 15 خرداد بپا خاست،علاوه بر شهر قم شهر های تهران ، تبریز، مشهد، شیراز، اصفهان،کرمان، همدان،قزوین،خوی،خرم آباد و یزد با شنیدن خبر دستگیری حضرت امام خمینی (ره) عکس العملهایی از خود نشان دادند و مردم مومن و متدین پیوند خویش را با روحانیت و مرجعیت و مراتب عشق و ارادت خود را به امام بزرگوار به نمایش گذاشتند ولی صاحب نظران معترفند که حرکت و قیام مردم ورامین از ویژگی و امتیازات بر خوردار است. حرکت مردم این دیار آنقدر مهم بود که حضرت امام خمینی (ره) فرمودند:آقایان و جوانان معظم ورامین به ما حق ویژه ای دارند،آنها در 15 خرداد زحمت کشیدند و جوانان خودشان را از دست دادند و برای اسلام فعالیت کردند و تا کنون همچنان فعالیت خود را ادامه می دادند. مقام معظم رهبری نیز فرمودند:در 15 خرداد 42 مردم ورامین نشان دادند در راه دفاع از حق و اسلام حتی به قیمت جانشان ایستاده اند.
شهرستان ورامین منطقه کشاورزی و دارای مردمی زحمتکش است،اگر چه به حسب ظاهر دارای محرومیت های فراوانی بوده اند ولی پیشینه پر افتخار دینی و انقلابی آن زبانزد بوده و هست و حرکت 15 خرداد 42 نشان دهنده آن است که این منطقه در راه اسلام و اهل بیت و پیروی از روحانیت و مرجعیت ثابت قدم و هوشیار بوده است .
آنگونه که از اسناد و خاطرات 15 خرداد استفاده می شود شهرستان ورامین یکپارچه قیام کرده است،و این قیام و حرکت در روز 12 محرم و با الهام از حماسه عاشورای حسینی شکل گرفته است.
لازم به ذکر است:جلوه هایی از پایبندی مردم این منطقه به اسلام و روحانیت حتی قبل از 15 خرداد نیز به نمایش در آمده بود،در سال 41 در جریان طرح انجمن های ایالتی و ولایتی حضرت امام خمینی(ره) به همراه سایر مراجع عظام تقلید تصمیم می گیرند،علما را به نقاط مختلف کشور اعزام نموده تا مردم را آگاه نمایند.آیت ا... شیخ اسماعیل معزی ملایری از علمای بر جسته حوزه علمیه قم به ورامین اعزام می شود و ایشان پس از به شهرستان پیام حوزه علمیه قم را مبنی بر اعتراض به عملکرد رژیم به مردم ورامین اعلام می کنند،مردمی که عشق به اهل بیت و ولایت در اعماق وجودشان ریشه دوانیده به محض دریافت پیام،به عنوان اعتراض مغازه ها را تعطیل کرده و به پیام حوزه لبیک می گویند که مراتب ارادت مردم ورامین به مرجعیت و روحانیت بوسیله ی ایشان به حضرت امام (ره) اعلام می گردد.
در 15 خرداد نیز مردم منطقه یکپارچه آماده دفاع از حضرت امام (ره) می شوند.یکی از حاضران در صحنه 15 خرداد ورامین که آن روز به علت بستن مغازه اش دستگیر شده است در خاطراتش می گوید:من پس از اطلاع از دستگیری امام(ره) به تهران حرکت کردم و مطلع شدم که بازار تهران را به خاطر اعتراض به دستگیری امام(ره) تعطیل کردند،من هم به ورامین باز گشتم و موضوع را منتقل کردم. خودم هم مغازه را بستم که یکی از ماموران شهربانی آمد و گفت:دستور آمده مغازه ها باز باشد. گفتم:شما نوکر شاه هستید و ماهم پیرو مراجع و علما و امروز از دستور حکومت پیروی نمی کنیم.
پس از آن بود که ظهر توسط ماموران دستگیر شدم. شاهد دیگری از آن روز می گوید:آن روز پس از اطلاع از دستگیری امام(ره) شهر به حالت تعطیل در آمد و مردم در مسجد خاتم الانبیاء اجتماع کردند در حال مشورت بودن که چگونه مراتب اعتراض خود را اعلام کنند،حدود ساعت 3 بعد از ظهر خبر رسید که گروهی از مردم پیشوا در حال حرکت به سوی ورامین و تهران هستند که مردم ورامین به استقبال مردم پیشوا رفتند و در ابتدای جاده قلعه سین(میدان رازی)اجتماع عظیمی از مردم ورامین و پیشوا شکل گرفت.در شهر پیشوا صحنه به گونه دیگر بود،روز 12 محرم مراسم با شکوه بنی اسد در صحن مطهر حضرت امام زاده جعفر(ع) پیشوا برگزار میگردد وجمعیت انبوهی در آن مراسم شرکت می کنند. یکی از شاهدان عینی که افتخار مداحی اهل بیت را دارد می گوید:وقتی خبر دستگیری امام به پیشوا رسید،تصمیم گرفته شد در مراسم بنی اسد مراتب به اطلاع مردم رسانده شود وقتی هیئت ها وارد صحن امام زاده شدند،من روی چهارپایه ای ایستادم و این نوحه را سر دادم:حسین فی یوم عاشورا فرمود هل من ناصرا دادند جواب این ندا در فیضیه قالوا بلی مقرر شد:آقای حاج حسن مقدس که پیشکسوت مداحان پیشوا بود مراتب را به اطلاع مردم برساند . هنگامی که مراسم بنی اسد انجام شد و جنازه های نمادین شهدا کربلا را می آورند ، آخرین جنازه بدن مطهر حضرت سیدالشهدا بود که شور خاصی را ایجاد کرد ، در این حال حاج حسین مقدس بالای منبری که در ایوان صحن بود رفت و با صدای بلند گفت : ای مردم ، عزای ما امروز دو تا شد ، یکی عزای سوم شهادت امام حسین (ع) و دیگر اینکه دیشب در قم حضرت آیت ا... خمینی را دستگیر کردند و به تهران بردند مردم خاک بر سرمان شد . شعار خمینی خمینی خدانگهدار تو ، بمیرد دشمن خون خوار تو ، در میان جمعیت سر داده شد. و پس از مراسم تصمیم گرفته شد مردم ساعت 2 بعدازظهر از صحن امام زاده جعفر (ع) به سوی تهران حرکت کنند. روستای محمد آباد عرب ها هم از مناطقی است که به خاطر حضور در قیام خونین 15 خرداد نامش جاودانه گردیده است . یکی از اهالی روستای محمد آباد عرب ها می گوید : وقتی در صحن مطهر حضرت امام زاده جعفر (ع) دستگیری امام اعلام شد ، من به سرعت با دوچرخه خودم را به محمد آباد رساندم تا مراتب را به اطلاع اهالی به رسانم . حدود نیم ساعت از اذان ظهر و اقامه نماز گذشته بود که مجددا از مؤذن مسجد خواستیم اذان بگوید تا اهالی روستا در مسجد جمع شوند . پس از جمع شدن اهالی و اطلاع یافتن آنها از موضوع بنا بر آن شد که اهالی به سوی تهران حرکت کنند و تصمیم گرفتند که از راه میانبر بروند تا هرچه زودتر به قیام کنندگان برسند .
هنگامی که به ورامین رسیدیم متوجه شدیم که مردم پیشوا و ورامین از ورامین عبور کردند و به سوی تهران راه افتادند لذا شهید طباطبائی از راننده کامیونی خواست که ما را به جمعیت ملحق کند، لذا جمعیت به وسیله کامیون به قیام کنندگان که در نزدیکی های خیرآباد بودند ملحق شدند. در این حرکت فرا گیر و عظیم مردمی که روحانی ، معلم ، دانش آموز و کشاورز و سایر طبقات حضور داشتند . تمام منطقه ورامین به حرکت در آمده و این جمعیت پراکنده به سیلی خروشان تبدیل گردیده و به سوی تهران حرکت درآمده است.این بصیرت و بینش بالای سیاسی تعبد و روحیه دینی و انقلابی در آن شرایط محرومیت و خفقان جدا جای تامل دارد. شروع حرکت از مراسم بنی اسد ،شعار یا حسین سر دادن،نوحه انقلابی خواندن و امثال آن بیانگر الهام گرفتن ایت حرکت حماسی از قیام عاشورای حسینی می باشد.
روح تمامی عزیزانی که در این وقایع به شهادت رسیدند شاد وراهشان پر رهرو باد انشاءالله